واژگان و اصطلاحات استارتاپی

واژگان و اصطلاحات استارتاپی

واژگان و اصطلاحات استارتاپی

در این مقاله تصمیم داریم عنوان اصطلاحات و واژگان استارتاپی را برای شما بررسی نماییم.

جهت تهیه کتاب واژه نامه کسب و کارهای نورآور اینجا کلیک کنید.

این روزها شاید در دنیای واقعی یا در فضای مجازی در تلویزیون یا رادیو و در روزنامه ها و یا هر رسانه ی جمعی دیگر واژه استارتاپ زیاد به گوش تان خورده باشد. خیلی ها با شنیدن این کلمه معنای شروع کردن به ذهنشان متبادر می شود. استارت یک واژه انگلیسی به معنای شروع کردن است. در واقع پس اینکه استارتاپ شروع یک فعالیت یا کار جدیدی باشد، سخنی به گزاف نگفته ایم.

اما در دنیای استارتاپ که یک دنیای متفاوت و جدید است، اصطلاحات و واژگان جدیدی نیز باب شده است که برای خیلی ها ناآشنا و غیر ملموس است و خارج از درک افراد می باشد. در این مقاله سعی داریم نگاه دقیقی به اصطلاحات و واژگان استارتاپی داشته باشیم و معنای هر یک را به اختصار و در حد دانش خودمان برایتان توضیح دهیم.

پیشنهاد می کنیم، این مقاله را از ابتدا تا انتها با دقت کامل بخوانید و دانش خود را در حوزه ی کسب و کارهای استارتاپی پیشرفت داده و به روز کنید.

با ادامه ی مقاله ی اصطلاحات و واژگان استارتاپی با ما همراه باشید.

در ادامه لیست عناوین و واژگان را ملاحظه می فرمایید.

استارتاپ (START- UP):

اصطلاح Founder:

اصطلاح Unicorn Startup:

تفاوت یونیکورن با ناروال: (Narwhal)

اصطلاح لین استارتاپ: Lean Startup

اصطلاح وستینگ Vesting:

اصطلاح Seed Funding:

اصطلاح ROI

اصطلاح NDA:

قرارداد عدم افشاNDA

اصطلاح EXIT:

اصطلاح M&A:

اصطلاح IPO:

اصطلاح Funder rasing

اصطلاح ESOP یا:Option Pool

سهام تشویقی (option pool)

اصطلاح : Elevator Pitch

اصطلاح Burn Rate:

اصطلاح Bootstrapping:

اصطلاح Anti-Dilution Right:

اصطلاح مهارت های ارتباطی Communication Skills:

اصطلاح یکپارچه سازی عمودی:Vertical Integration

اصطلاح Angel Investors یا Business Angels:

اصطلاح پی وت: Pivot

اصطلاح :Co-Founder

اصطلاح Prototype:

اصطلاح Accelerators:

اصطلاح Incubators:

اصطلاح Journey Ahead:

اصطلاح Business Plan:

اصطلاح : Tech cluster/innovation community

اصطلاح Spinouts:

اصطلاح Stealth Mode:

اصطلاح Startup weekend:

اصطلاح پارک علم و فناوریScience and Technology Park:

اصطلاح Silicon Valley:

اصطلاح Pitch events:

اصطلاح :Work space

اصطلاح Co-Working space:

اصطلاح :virtual office

اصطلاح Smart City:

اصطلاح Small and Medium-sized Enterprises:

اصطلاح : Business-to-business,B2B

اصطلاح Change maker:

اصطلاح Crowdfunding:

اصطلاح Venture Capital:

اصطلاح Patient Capital:

اصطلاح :Startup Grind

اصطلاح Benchmark:

اصطلاح Bridge loan:

اصطلاح Strategic Management :

 

استارتاپ (START- UP):

استارتاپ (START- UP):
استارتاپ (START- UP):

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم استارتاپ خواهیم پرداخت.

در منابع مختلف تعاریف زیادی داشته است، اما در کل آنچه از معنای این واژه برمی آید این است که استارتاپ یک کار آفرینی نو پا و نو ظهور است.

بهترین و مناسب ترین تعریفی که از واژه ی استارتاپ شده است، اصطلاح شرکت نوپا می باشد که دارای چند ویژگی می باشد. استارتاپ باید کسب و کاری باشد که هدف آن ارزش آفرینی است.

کسب و کاری است که لزوما مقیاس پذیر نیست، اگرچه که این بسیار طبیعی است که مقیاس پذیری برای هر کسب و کاری یک امتیاز محسوب می شود. استارتاپ کسب و کاری است که پایدار بودن و تداوم آن برای آنهایی که این کسب و کار را ایجاد کرده اند، یک دغدغه است.

کسب و کار استارتاپی لزوما نباید بر پایه ی تکنولوژی های نوین باشد، ولی خوب یک کسب و کار استارتاپی می تواند بر پایه ی تکنولوژی های نوین نیز باشد. در نهایت این که استارتاپ کسب و کاری است که هنوز در شرایط ابهام است و دوران خردسالی و طفولیت خود را سپری می کند.

در یک تعریف خلاصه و به زبان بسیار ساده استارت آپ یک شرکت تازه تاسیس است که توسط یک یا چند کار آفرین تاسیس گشته است و هدف از تاسیس این شرکت در حقیقت ارائه یا توسعه ی یک محصول و معرفی آن محصول به بازار مصرف می باشد.

اصطلاح Founder:

اصطلاح Founder:
اصطلاح Founder:

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم Founder خواهیم پرداخت.

کلمه یfounder به موسس یا بانی یا برپا کننده ی یک استارتاپ گفته می شود. بنیان گذار یا موسسس یک کسب و کار کسی است که تمام مراحل یک کسب و کار را از صفر تا صد خودش انجام می دهد. تمامی مسئولیت های شرکت بر عهده ی اوست. اگر شرکت با شکست مواجهه شود، یا در کارش پیروز شود و به موفقیت برسد، تمام این مسئولیت ها بر عهده ی فاندر می باشد.

این را فراموش نکنید همواره راه اندازی یک استارتاپ کار بسیار سخت و دشواری است و موسس یا بنیانگذار یک شرکت استارتاپی متحمل فشار زیادی خواهد شد.

اصطلاح Unicorn Startup:

اصطلاح Unicorn Startup:
اصطلاح Unicorn Startup:

معنای unicorn startup از لحاظ لغوی و ترجمه ی تحت الفظی به معنای استارتاپ تک شاخ می باشد. این واژه برای اولین بار در سال 2013 توسط آیلین لی مورد استفاده قرار گرفت. اصطلاح استارتاپ یونیکورن به شرکت هایی اطلاق می شود که بعد از سال 2003 تاسیس شده اند و ارزش فعلی آنها به بیش از یک میلیارد دلار می رسد. یونیکورن در لغت به معنای اسب تک شاخ می باشد.

همانطور که می دانید یونیکورن یک موجود افسانه ای است. وجه تسمیه استارتاپ یونیکورن هم به دلیل این است که شرکت هایی که خیلی سریع به ارزش بالای یک میلیارد رسیده اند، مثل یک اسب تک شاخ به یک افسانه مبدل گشته اند.

آیلین لی ذکر می کند که شرکت هایی که ارزش آنها به بالای یک میلیارد دلار برسد خیلی نادر و کمیاب هستند و یافتن آنها مثل یافتن یک اسب تک شاخ افسانه ای است. یکی از استارتاپ هایی که می توان از آنها به یونیکورن نام برد دراپ باکس (Drop box) می باشد.

اصطلاح یونیکورن محدود به استارتاپ های تکنولوژی نمی باشد و هر نوع استارتاپی این قابلیت را دارد که به یونیکورن تبدیل شود.

Startup unicorn

تفاوت یونیکورن با ناروال: (Narwhal)

تفاوت یونیکورن با ناروال: (Narwhal)
تفاوت یونیکورن با ناروال: (Narwhal)

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان تفاوت یونیکورن با ناروال خواهیم پرداخت.

به استارتاپ هایی که در کشور کانادا ارزش آنها به بالای یک میلیارد دلار می رسد ناروال می گویند. این در حالی است که یونیکورن تمام استارتاپ های موجود در دنیا را شامل می شود و در انحصار کشور خاصی نیست.

آن چه شما در حال مطالعه ی آن هستید، نوشتاری درباره ی اصطلاحات و واژگان استارتاپی می باشد.

اصطلاح لین استارتاپ: Lean Startup

اصطلاح لین استارتاپ: Lean Startup
اصطلاح لین استارتاپ: Lean Startup

لین)lean) در فارسی به معنای ” ناب” ترجمه شده است، بنابراین اگر بخواهیم واژه ی لین استارتاپ را ترجمه کنیم، باید بگوییم” کسب و کار نوپای ناب”. در سال 2008 اریک ریس برای بار نخست از عبارت ” نوپای ناپ” استفاده کرد و بدین صورت این واژه به ادبیات کار آفرینی وارد گشت. از آن به بعد این متدولوژی روز به روز در بین کارآفرنیان محبوب تر شد. اریک ریس در سال 2011 کتابی منتشر کرد که به نام روش شناسی نوپای ناب در ایران نیز ترجمه شده است.

لین استارتاپ به شما این امکان را می دهد، با یک شیوه ی علمی برای ایجاد و مدیریت کردن یک استارت آپ سکان هدایت آن را به دست گرفته و بتوانید محصول خود را زودتر و از راه های کم هزینه تر به دست مشتری هدف خود برسانید.

لین استارتاپ به شما می آموزد که برای رسیدن به موفقیت و شکت نخوردن بعد از سالها تلاش باید با مشتری خود در ارتباط موثر باشید. از مشتری بازخورد بگیرید و با آنها همکاری داشته باشید. به این شیوه” توسعه ی مشتری” می گویند.

اصطلاح وستینگ Vesting:

اصطلاح وستینگ Vesting:
اصطلاح وستینگ Vesting:

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم اصطلاح وستینگ خواهیم پرداخت.

سهامی که در طی چندین سال فعالیت و کوشش در شرکت به مالکیت قطعی بانیان و اشخاص مهم شرکت در می آید به وستینگ مشهور است. وستینگ موسسین شرکت را از یکدیگر محافظت می کند، ریسک از هم پاشیدگی و شکست استارتاپ را کمتر می کند و این امکان را می دهد که تنها نگرانی موسسان استارتاپ پیشرفت و بهبود کسب و کارشان باشد و تلاش کنند تا به این هدف مهم برسند.

تصور کنید، در یک استارتاپ 4 موسس متفاوت وجود دارد و ارزش سهم هریک از آنها به طور مساوی 25 درصد از سهام شرکت می باشد. این سهام در رهن شرکت قرار می گیرد. اگر موسسین به تمامی تعهدات و مسئولیت های خود در بازه زمانی معینی عمل نمایند، سهام شرکت از رهن آزاد می شود و سهام داران مالک قطعی سهام خود می شوند.

حال در نظر بگیرید که یکی از موسسین شرکت می خواهد بعد از گذشت چند مدتی قبل از سررسید بازه زمانی تعیین شده، از شرکت کنار برود و نمی خواهد ادامه دهد، در این حالت به دلیل وستینگ آن فرد مالک 25 درصد سهام خود نیست و آن سهام بین سه نفر دیگر به صورت مساوی تقسیم می شود.

یکی از مهم ترین کارهایی که باید قبل از راه اندازی هر کسب و کار جدیدی انجام گیرد، تهیه ی یک نمونه قرارداد وستینگ می باشد. تنظیم قرارداد وستینگ باید توسط کسی صورت گیرد که با قوانین تجارت و ساز و کار استارتاپی آشنا باشد و به آنها تسلط کافی داشته باشد.

اصطلاح Seed Funding:

اصطلاح Seed Funding:
اصطلاح Seed Funding:

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم سید فاندینگ خواهیم پرداخت.

سید فاندینگ Seed Funding که معنای لغوی آن پول بذر یا سرمایه گذاری بذری می باشد. این عبارت در جاهای دیگر به عنوان بودجه ی بذری شناخته می شود. همانطور که از نام این عبارت بر می آید، این نوع سرمایه گذاری مثل بذری است که در مراحل اولیه شروع یک استارتاپ کاشته می شود. همانطور که یگ گیاه برای تنومند شدن و رشد نیاز به یک بذر اولیه دارد، یک کسب و کار نیز برای شروع نیازمند یک سرمایه ی اولیه است.

سید فاندینگ نوعی بورس اوراق بهادار است که در آن یک سرمایه گذار سرمایه را در یک شرکت نوپا در ازای سهام قابل تبدیل در شرکت سرمایه گذاری می کند. بذر استارتاپ توسط این سرمایه گذاران کاشته می شود و شرکت را برای رشد و رسیدن به محصول آماده می سازد.

اصطلاح ROI

اصطلاح ROI
اصطلاح ROI

این واژه در واقع خلاصه شده ی Return Of Investment می باشد. معنای لغوی این عبارت به معنای نرخ بازگشت سرمایه یا به بیان ساده تر سود به دست آمده از هر سرمایه گذاری در کار می باشد. این نرخ به صورت درصدی و از طریق فرمولی خاص محاسبه و اعلام می شود. این فرمول نسبت سود حاصل از سرمایه گذاری به میزان هزینه اولیه ی استارتاپ را نشان می دهد.

 

Roiبرای تحلیل داده ها و سرمایه گذاری های یک شرکت و برای تصمیم گیری در باره ی ادامه روند کار یک شرکت یا توقف آن حائز اهمیت است. طبیعی است که هرچه عدد به دست آمده از این فرمول بالاتر باشد، نشانه ی بهتری برای شرکت و تداوم کار آن می باشد. برعکس هر چقدر این نسبت پایین تر باشد، نشان دهنده این است که هزینه های شرکت نسبت به سرمایه گذاری بیشتر بوده و نرخ بازگشت سرمایه پایین می باشد و به بیان ساده تر شرکت سود دهی نداشته است.

آن چه شما در حال مطالعه ی آن هستید، نوشتاری درباره ی اصطلاحات و واژگان استارتاپی می باشد. شما را به ادامه خواندن این نوشتار دعوت می کنیم.

اصطلاح NDA:

اصطلاح NDA:
اصطلاح NDA:

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم NDA خواهیم پرداخت.

این اصطلاح در حقیقت خلاصه شده ی Non-Disclosur Agreementمی باشد. معنای این عبارت به معنای توافق نامه ی عدم افشاء یا توافق نامه ی محرمانگی داده ها می باشد. NDAیک معاهده قانونی است که یک توافق نامه ی محرمانه برقرارمی کند. طرف یا طرفهایی که این توافق نامه را امضا می کنند، موافقت می کنند که اطلاعات حساس و مهمی را که در اختیار دارند، در دسترس دیگران قرار ندهند.

از آن جایی که هر استارتاپ یک ایده ی نو و جالب توجه دارد و خیلی ها به دنبال یافتن این ایده های خلاقانه می باشند، از این رو محرمانه بودن اطلاعات و ایده ها در هر استارتاپی یک امر ضروری و غیر قابل اجتناب است.

افرادی که یک استارتاپ جدید را راه اندازی می کنند، باید با امضا NDA یکدیگر را ملزم به حفظ اطلاعات شرکت نمایند و در صورت درج اطلاعات باید فردی که از توافق نامه قصور کرده است، جبران خسارت نماید.

قرارداد عدم افشا NDA

قرارداد عدم افشا NDA
قرارداد عدم افشا NDA

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به توضیح واژگان مرتبط با قرارداد عدم افشاNDA خواهیم پرداخت.

اصطلاح EXIT:

اصطلاح EXIT:
اصطلاح EXIT:

همانطور که می دانید لغت Exit به معنای خروج می باشد. زمانی که یکی از سرمایه گذاران بخواهد از استارتاپ خارج شود، از این واژه بهره می برند. کاربرد این واژه در زمانی است که سرمایه گذار هنگام خروج از استارتاپ سود حاصل از سرمایه گذاری را نیز دریافت کرده باشد.

خروج از شرکت به طور معمول در زمان IPO و M&A انجام می پذیرد. حتما این سؤال برای تان پیش می آید که IPO و M&A چیست؟ در ادامه نوشتار به جواب سؤال تان خواهید رسید.

اصطلاح M&A:

اصطلاح M&A:
اصطلاح M&A:

ادغام و اکتساب یا Merger & Acquisition اصطلاح ی است، کلی که برای توصیف ادغام یک استارتاپ با شرکتی دیگر یا برای به مالکیت در آوردن یک استارتاپ توسط یک شرکت بزرگتر مورد استفاده قرار می گیرد.

ادغام ها و اکتساب ها، یکی از جنبه های مدیریت راهبردی برای رشد دادن شرکت ها یا حتی کوچک کردن شرکت ها یا تغییر ماهیت یک کسب و کار می باشند. ادغام ها و اکتساب ها یکی از مباحث مهم و راهبردی در زمینه ی تامین منابع مالی یک استارتاپ برشمرده می شوند.

از نقطه نظر قانونی اتحاد قانونی دو استارتاپ به یک استارتاپ ادغام نامیده می شود. وقتی یک استارتاپ مالکیت سهام سرمایه و یا حقوق صاحبان سهام یا دارایی های یک استارتاپ دیگری را بر عهده بگیرد و آن را در دست داشته باشد، اکتساب روی می دهد.

از نقطه نظر تجاری ادغام و اکتساب منجر به محکم شدن دارایی ها و تعهدات تحت یک استارتاپ می شوند و باعث بهبود کسب و کار می شود.

اصطلاح IPO:

اصطلاح IPO:
اصطلاح IPO:

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم IPO خواهیم پرداخت.

این اصطلاح در واقع خلاصه شده ی واژه ی Initial Public Offerings می باشد. عرضه اولیه ی سهام (IPO) زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که برای نخستین بار سهام یک شرکت خصوصی به عموم مردم فروخته می شود.

در یک استارتاپ هم همین روند حکم فرماست. یعنی زمانی که سهام یک استارتاپ در بورس برای اولین بار به فروش می رسد از اصطلاح IPO استفاده می شود. استارتاپ هایی که کوچکتر و جدیدتر هستند، معمولا برای رونق بخشیدن به کسب و کارشان به دنبال سرمایه می باشند و IPO ها معمولا این فرصت را برای آنها فراهم می کنند.

اصطلاح Funder rasing

اصطلاح Funder rasing
اصطلاح Funder rasing

در این بخش از نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی به بیان مفهوم اصطلاح Funder rasing خواهیم پرداخت.

Funder rasing به معنای جذب سرمایه می باشد. فاندر ریزینگ یعنی برای یک استارتاپ جدید سرمایه جذب کنیم. سرمایه گذار با تزریق کردن سرمایه به استارتاپ درصدی از سهام آن استارتاپ را به تملک خود در می آورد.

برای روشن شدن مطلب مثالی می آوریم. تصور کنید، ارزش سهام یک استارتاپ قبل از فاندر ریزینگ 800 میلیون تومان باشد و آن کسب و کار نوپا برای رشد و توسعه ی خود نیاز به جذب سرمایه ی200 میلیونی داشته باشد.

به این شکل ارزش آن استارتاپ بعد از جذب کردن سرمایه یک میلیارد می شود. در اینجا سرمایه گذار با وارد کردن 200 میلیون سرمایه به استارتاپ، 20 در صد از سهام استارتاپ را مالک می شود. در اینجا سهامداران باید بخشی از سهام خود را به فردی که سرمایه را به استارتاپ تزریق نموده است، واگذار نمایند.

اصطلاح ESOP یا:Option Pool

اصطلاح ESOP یا:Option Pool
اصطلاح ESOP یا:Option Pool

سهام ترغیبی کارمندان یا همان واژه ی ESOP خلاصه شده ی عبارت employee stock option pool می باشد. همان گونه که از نام این عبارت مشخص است، سهام تشویقی کارکنان، در صدی از سهام یک استارتاپ است که برای کارکنان در نظر گرفته می شود. با واگذاری این سهام به کارمندان جذب استعدادهای خوب صورت می گیرد، یا اینکه انگیزه ی کارمندان قبلی نیز برای کار بهتر و موثرتر در نتیجه ی دریافت این سهام بالاتر می رود. میزان سهام بسته به اینکه کارکنان چه مدتی است که با استارتاپ همکاری دارند و در کسب و کار چه سمتی دارند، متفاوت و قابل تغییر خواهد بود.

این سهام تشویقی معمولا 15 تا 25 درصد سهام یک شرکت می باشد، اما باز هم بستگی به شرکت دارد و از یک شرکت تا شرکت دیگر متفاوت می باشد. ممکن است، موسسین یک استارتاپ سهام تشویقی را از همان ابتدای تاسیس استارتاپ در نظر بگیرند یا این سهام را موقع جذب سرمایه یا در هر زمانی که خودشان صلاح می دانند، به کارکنان اختصاص دهند.

اگر شما دارید، یک شرکت استارتاپی را تاسیس می کنید، اختصاص سهام تشویقی به کارکنان باعث افزایش انگیزه ی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری می شود، چرا که یک سرمایه گذار سهام تشویقی را به عنوان بازده سرمایه گذاری خودش می بیند.

سهام تشویقی (option pool)

سهام تشویقی (option pool)
سهام تشویقی (option pool)

اصطلاح : Elevator Pitch

اصطلاح : Elevator Pitch
اصطلاح : Elevator Pitch

اصطلاح Elevator Pitch به معنای صحبت آسانسوری یا یک عبارت آسانسوری در استارتاپ ترجمه شده است. باز همان گونه که از نام این عبارت بر می آید عبارت آسانسوری بیانگر این است که شما می توانید شرح کوتاهی درباره ی یک ایده یا یک محصول یا توضیحی درباره ی یک شرکت بدهید به گونه ای که شنونده یا مخاطب، هدف شما را از این گفتار کوتاه به خوبی ادراک می کند.

نام عبارت آسانسوری نشان میدهد که شما می توانید در مدت زمانی که سوار بر آسانسور هستید، درباره ی کسب و کار خود توضیح دهید. معمولا مدت زمان سوار شدن بر آسانسور حدود 30 ثانیه تا 2 دقیقه می باشد.

توضیحات آسانسوری می تواند درباره ی یک فرد، مهارت ها و اهداف شخصی او باشد و اینکه چگونه این افراد می توانند یک شخص مفید و فعال برای شرکت در یک کار تیمی یا در یک پروژه باشند؟ معمولا این توضیحات بیانگر این مطالب هستند که این شخص کیست؟ چه کاری می کند؟ چرا این کار مورد نیاز است؟ این کار چگونه انجام می گردد؟

البته عبارات آسانسوری لازم نیست، تمامی این مؤلفه ها را در برداشته باشند. این عبارات حداقل توضیحی درباره ی یک ایده، یک محصول، یک شرکت و یا یک شخص و اهمیت آنها را باید در بر بگیرد.

عبارات آسانسوری می تواند برای جذب سرمایه گذار باشد. یا برای مدیر اجرایی یک شرکت توضیح بدهد یا برای بیان ایده های شرکت توسط موسسین استارتاپ استفاده شوند.

آن چه شما در حال مطالعه ی آن هستید، نوشتاری درباره ی اصطلاحات و واژگان استارتاپی می باشد. شما را به خواندن ادامه ی این نوشتار دعوت می کنیم.

اصطلاح Burn Rate:

اصطلاح Burn Rate:
اصطلاح Burn Rate:

معنای عبارت Burn Rate به معنای درجه سوختگی می باشد، اما این اصطلاح در فضای استارتاپی معنای دیگری پیدا می کند. معنای این عبارت در فضای استارتاپی به معنای میزان هزینه می باشد.

همانطور که از اصطلاح انگلیسی آن مشخص است، منظور میزان هزینه ای است که از بین می رود، یا میزان پولی است که می سوزد. یعنی اینکه یک شرکت در ماه به طور میانگین چقدر پول از دست می دهد.

تمام شرکت های استارتاپی و سرمایه گذاران برای بررسی میزان پولی که در ماه خرج امورات شرکت می گردد، باید این میزان هزینه را حساب کنند. بررسی این میزان نشان می دهد که یک شرکت نوپا در یک بازه زمانی با چه سرعتی و به چه میزانی هزینه مصرف کرده است.

اصطلاح Bootstrapping:

اصطلاح Bootstrapping:
اصطلاح Bootstrapping:

در شرایط کنونی بسیار یاز اشخاص برای راه اندازی و تاسیس یک استارتاپ به دنبال سرمایه های زیاد و عظیم هستند، این در حالی است که بعضی افرد هم هستند که این رویا را در سر ندارند و به شیوه ی خودشان و با کمترین سرمایه ی خودشان یک کسب و کار جدید را راه اندازی می کنند. قانون بوت استرپ هم همین است، یعنی راه اندازی یک کسب و کار بدون نیاز به سرمایه یا با کمترین سرمایه ی ممکن.

موقعی که فردی استارتاپ خود را به کمک متد بوت استرپینگ راه اندازی می نماید، با درآمدی که از محل همین کسب و کار در می آورد، این درآمد را دوباره در خود کسب و کار سرمایه گذاری می کند.

زمانی که شرایط برای راه اندازی یک کسب و کار جدید مشکل است، می توان از بوت استرپینگ برای راه اندازی کسب و کار بهره برد. برای راه اندازی کسب و کار از شیوه ی بوت استرپینگ باید مراحل زیر را طی نمود:

مرحله ی سرمایه ی کشت ایده

مرحله ی سرمایه ی کشت ایده(seed funding) که در این مرحله سرمایه از طریق خود شخص یا دوستان و یا اعضای خانواده تامین می شود. موسس شرکت باید به هر طریقی که شده با مدیریت منابع مالی، کسب و کار خود را راه اندازی نماید.

مرحله دو: سرمایه از محل مشتری- در این مرحله در آمدی که از طریق فروش محصولات یا از طریق خدمات ارائه شده به مشتری حاصل شده است، دوباره به عنوان سرمایه به کسب و کار تزریق می شود و بدین ترتیب سرمایه افزایش پیدا می کند.

در این گونه استارتاپ ها معمولا رشد و توسعه ی کسب و کار به آهستگی انجام می گیرد. مطمئنا راه اندازی یک استارتاپ با این شیوه برای موسس بسیار دشوار و چالش برانگیز خواهد بود. معمولا مدیرانی که استارت آپ خود را از شیوه ی بوت استرپینگ راه اندازی می کنند، مدیران هوشمندی هستند که برای بقا و ادامه ی فعالیت همواره باید دنبال راهکارهایی برای صرف کمتر منابع مالی و انسانی باشند.

اصطلاح Anti-Dilution Right:

اصطلاح Anti-Dilution Right:
اصطلاح Anti-Dilution Right:

آنتی دایلوشن یا Anti- Dilution Right دارای مفهومی معادل حقوق یا شرایطی برای ممانعت از کم رنگ شدن ( پایین آمدن ارزش ) سهام می باشد.

این حق برای سرمایه گذاران یک شرکت نوپا ایجاد می شود. یعنی اینکه فردی که در شرکتی سرمایه گذاری کرده باید این حق را داشته باشد که در اثر جذب سرمایه گذاری جدید در صد سهام او کاهش پیدا نکند یا به اصطلاح استارتاپی رقیق نشود.

معمولا بخشی از سهام سرمایه گذاران هر شرکت در اثر جذب سرمایه گذاری های جدید رقیق می شود، ولی در صورتیکه سرمایه گذار داری حق آنتی دایلوشن باشد، درصد سهامش تغییر نمی کند و کاهش پیدا نمی کند.

اصطلاح مهارت های ارتباطی Communication Skills:

اصطلاح مهارت های ارتباطی Communication Skills:
اصطلاح مهارت های ارتباطی Communication Skills:

یکی از موثرترین و مهم ترین ملزومات یک کسب و کار نوپا چگونگی ارتباطات با مشتری، همکاران، کارمندان و. . . می باشد. یک مدیر موفق یک استارتاپ سعی می کند بهترین شکل مهارت های ارتباطی را در خود پرورش دهد، زیرا می داند که با توجه به گسترش و تنوع استارتاپ های جدید ماندن در بازار داغ رقابت بین همکاران مستلزم ارتباطات خوب و موثر با دیگران است.

اشخاص باید چگونگی انواع ارتباطات حضوری و غیر حضوری اعم از تلفن، ایمیل، رسانه های اجتماعی و. . . را یاد بگیرند و با استفاده ی بهینه از این وسایل ارتباطی رابطه ی خوب و موثری با مشتریان، همکاران و کارکنان خود داشته باشند.

اصطلاح یکپارچه سازی عمودی:Vertical Integration

اصطلاح یکپارچه سازی عمودی:Vertical Integration
اصطلاح یکپارچه سازی عمودی:Vertical Integration

وقتی چند شرکت در مراحل متفاوت از تولید گرفته تا توزیع یک محصول در یک صنعت با هم ادغام می شوند، به این نوع ادغام یکپارچه سازی عمودی یا ادغام عمودی می گویند. اگر بخواهیم در این باره مثالی بزنیم می توانیم به هنری فورد موسس شرکت خورد سازی فورد اشاره کنیم. هنری فورد برای انتقال ماشین های تولیدی در شرکت خودرو سازی فورد یک ناوگان کشتی و یک راه آهن خریداری کرده بود، همچنین در برزیل یک کارخانه ی لاستیک سازی خریداری نمود تا توزیع تایرهای ماشین هایش را در آن منطقه تضمین کرده باشد.

در یکپارچه سازی عمودی دو اصطلاح دیگر باب شده است که به آنها می پردازیم. ادغام رو به عقب و ادغام رو به جلو. ادغام رو به عقب اصطلاح ی است که زمانی استفاده می شود که یک شرکت مواد اولیه ی مورد نیاز برای تولید محصولش را خودش تهیه و تجهیز کند و ادغام رو به جلو زمانی استفاده می شود که شرکتی توزیع و عرضه ی محصولاتش را خودش انجام دهد.

اصطلاح Angel Investors یا Business Angels:

اصطلاح Angel Investors یا Business Angels:
اصطلاح Angel Investors یا Business Angels:

این اصطلاح یعنی angel investors دارای مفهومی معادل فرشتگان سرمایه گذار می باشد. معمولا به افرادی که برای شروع یک کسب و کار نوپا سرمایه گذاری می کنند تا اولین گام های توسعه ی خود را در راه رسیدن به هدفش بردارد، فرشتگان کسب و کار یا سرمایه گذاران فرشته می گویند.

امروزه کار آفرینان برای ایجاد یک استارتاپ به جای مراجعه به بانک ها و تامین نیاز مالی شان از طریق گرفتن وام به سراغ فرشتگان کسب و کار می روند و حمایت آنها را به خود جلب می کنند. به دلیل اینکه سرمایه گذاری در یک کسب و کار جدید ریسک بالایی دارد، کار آفرین باید بتواند سرمایه گذار را قانع کند و با گفتن نکات خلاقانه نظر مثبت سرمایه گذار را جلب کند. موسس یک استارتاپ باید بتواند این اطمینان را به سرمایه گذار برای بازگشت سرمایه ی اولیه و سود حاصل از این سرمایه گذاری به او بدهد.

اما سرمایه گذار نیز باید بداند که در صورت شکست کار جدید ادعایی برای سرمایه ی خود نمی تواند داشته باشد، ولی در صورت موفقیت در کسب و کار می تواند سهم بالایی از سود را دریافت کند.

اصطلاح پی وت: Pivot

اصطلاح پی وت: Pivot
اصطلاح پی وت: Pivot

معنای کلمه ی Pivot محور می باشد، اما این اصطلاح در استارتاپ معنای دیگری دارد. اصطلاح پی وت زمانی استفاده می شود که یک شرکت روند قبلی خود را که سود دهی نداشته و یا سود دهی در حد مطلوبی نبوده تغییر می دهد.

همیشه رکود و حفظ شرایط قبلی کار درستی نیست، بلکه باید با گسترش ظرفیت ها کسب و کار را رشد داد. برای ایجاد یک تغییر موفق در کسب و کاری که دچار رکود شده است، بهتر است، سه گام اساسی را بردارید:

گام اول: واضح بودن:

زمانی که افراد یک کسب و کار می دانند که مشتری هدفشان کیست و از آنها چه می خواهد و آنها را باید کجا پیدا کنند، موفقیت در کسب و کار بیشتر و بهتر خواهد بود.

گام دوم: داشتن انگیزه: همیشه برای رسیدن به اهداف بزرگ برای خود اهداف کوچکتر ی تعیین کنید، چون رسیدن به اهداف کوچک خود انگیزه ای است، برای رسیدن به اهداف عالی و بزرگتر.

گام سوم: برداشتن موانع: قطعا همواره در راه رسیدن به موفقیت در کسب و کار موانعی وجود خواهند داشت. از بین بردن هوشمندانه ی این موانع از شکست کسب و کار جلوگیری خواهد کرد.

اصطلاح :Co-Founder

اصطلاح :Co-Founder
اصطلاح :Co-Founder

معنای اصطلاح Co-Founderدر لغت به معنای کمک موسس می باشد. موسس یا بنیانگذار یک استارتاپ کسی است که تمام کارهای یک استارتاپ را ایجاد کرده باشد. فاندر کسی است که تمام مراحل کسب وکار را به تنهایی و بدون نیاز به شخص دیگر از پیش ببرد.

اما هم بنیان گذار یا کوفاندر زمانی کاربرد دارد که دو یا چند نفر با هم یک استارتاپ را راه اندازی می کنند. این افراد هر کدام توانایی های متفاوتی دارند و می توانند مکمل یکدیگر باشند. این اشخاص همگی از موسسان شرکت جدید محسوب می شوند.

زمانی هم هست که شما فاندر شرکتید و بعد از مدتی نیاز به یک نفر دیگر پیدا می کنید تا اختیارات شرکت را به ایشان بسپارید. این افراد بخشی از سهام شرکت را در اختیار می گیرند. این افراد نیز به عنوان کوفاندر شرکت محسوب می شوند.

اصطلاح Prototype:

اصطلاح Prototype:
اصطلاح Prototype:

معنای Prototype به معنای نمونه ی اولیه یا الگوی اولیه می باشد. پروتوتایپ نمونه ی اولیه از یک ایده یا یک محصول است. این نمونه کم هزینه تر از نمونه اصلی می باشد و این امکان را به موسسان استارتاپ می دهد تا با ارائه این نمونه کوچک به مشتریان هدف و گرفتن فید بک از آنها درباره محصول یا ایده ی آنها نواقص و معایب ایده را برطرف کرده و در صدد ارتقا محصول شان برآیند.

ارائه ی محصول و ایده اصلی به کاربران و مشتریان در هان ابتدای شروع کسب و کار، کاری احمقانه و غیر منطقی است. پروتوتایپ این امکان را به موسسان می دهد تا با گرفتن بازخورد از مشتری راه حل مشکلات را به روش عینی و ملموس برطرف کنند، نه با ایده های ذهنی و انتزاعی. استفاده از پروتوتایپ هزینه ها را به شدت کاهش می دهد، چون اگر شکست و عدم موفقیت در کار باشد، همان ابتدای راه پیدا خواهد شد و از تحمیل هزینه های گزاف بر دوش موسسان استارتاپ جلوگیری می شود.

اصطلاح Accelerators:

اصطلاح Accelerators:
اصطلاح Accelerators:

از نظر لغوی Accelerator دارای مفهومی معادل شتاب دهنده می باشد. در استارتاپ نیز این اصطلاح با همین معنی کاربرد دارد، اما شتاب دهنده ها چه چیزهایی می توانند باشند؟ شتاب دهنده ها شرکت هایی هستند که از بدو تاسیس یک استارتاپ آن را حمایت می کنند. شتاب دهنده ها تمام ایده های کار استارتاپی را مورد ارزیابی قرار می دهند و بعد از بین آنها، ایده های برتر را گلچین می کنند.

بعد از اینکه استارتاپ جدید برگزیده شد، شتاب دهنده مبلغ کمی در حدود 20 هزار دلار به استارتاپ پرداخت می کند و فرصت کوتاهی به تیم کسب و کار جدید می دهد تا طرح و ایده ی خود را اثبات کند. این فرصت حدود 6 ماه می باشد. شتاب دهنده ها در ازای بیست هزار دلاری که در اختیار استارتاپ قرار می دهند، بخشی از سهم استارتاپ را که به صورت تقریبی ده الی بیست درصد می باشد، برای خود تصاحب می کنند.

اثبات ایده

در مرحله ی بعد زمان دیگری در اختیار استارتاپ قرار داده می شود تا ایده های خود را اثبات کند، شتاب دهنده ها فضای مورد نیاز استارتاپ و امکانات لازم برای پیاده سازی ایده ی استارتاپ ها را به آنها واگذار می کنند، همچنین مربیانی از جانب شتاب دهنده ها کار استارتاپ ها را زیر نظر می گیرند و تجارب خویش را در اختیارموسسین استارتاپ ها قرار می دهند.

در پایان این مرحله گروه دیگری از استارتاپ ها حذف می شوند و فقط تعداد معدودی از استارتاپ ها مهر تایید از شتاب دهنده ها گرفته و سرمایه اصلی را از شتاب دهنده ها می گیرند. این سرمایه معمولا حدود 100 تا 200 دلار می باشد، البته لازم به ذکر است که شتاب دهنده ها با افزودن سرمایه به استارتاپ، سهام خود در استارتاپ را نیز افزایش می دهند.

آن چه شما تا کنون مطالعه نمودید مقاله ی اصطلاحات و واژگان استارتاپی می باشد. شما را به خواندن ادامه ی این نوشتار دعوت می کنیم.

اصطلاح Incubators:

اصطلاح Incubators:
اصطلاح Incubators:

اصطلاح Incubator در استارتاپ ها به معنای مراکز رشد دهنده هستند. در واقع آنها نیز مثل شتاب دهنده ها سیستم های حمایتی برای رشد و پیشرفت استارتاپ ها هستند. مراکز رشد دهنده بیشتر از اینکه منابع مالی در اختیار استارتاپ ها قرار دهند، بیشتر تسهیلاتی مثل مکان های اداری و فضاهای آزمایشگاهی و طرح های توسعه دهنده که مثلا شامل دوره های مربی گری می باشد، در اختیار استارتاپ ها قرار می دهند.

رشد دهنده ها بیشتر مراکز دولتی هستند و استارتاپ هایی را که در سطح کلان به نفع منافع ملی باشد، بیشتر حمایت می کنند. فرق شتاب دهنده با مراکز رشد یکی در خصوصی بودن مراکز شتاب دهنده است و دیگر اینکه مراکز شتاب دهنده ها بر روی رشد و پیشرفت شرکت های استارتاپی و محصولات تولیدی آنها در یک زمان طولانی تر متمرکز هستند. در حالی که مراکز رشد دهنده همانطور که قبلا نیز گفته شد بیشتر مراکز دولتی و دانشگاهی هستند و معمولا بر روی تسریع و رشد و توسعه ی شرکت ها در یک بازه زمانی کوتاه تر تمرکز دارند.

اصطلاح Journey Ahead:

اصطلاح Journey Ahead:
اصطلاح Journey Ahead:

اصطلاح Journey Ahead در معنای لغوی آن به ابتدا یا آغاز سفر ترجمه می شود. خوب همانطور که از این اصطلاح بر می آید این عبارت به شروع یک سفر اشاره دارد. اگر آغاز یک استارتاپ را نیز یک سفر در نظر بگیریم شروع آن با به وجود آمدن یک ایده در ذهن شکل می گیرد.

یعنی هنوز هیچ طرح یا پلنی به مرحله ی عملیاتی و یا حتا روی کاغذ هم نیامده است. اصلاح جرنی ا هد اولین گام و شروع یک استارتاپ می باشد.

اصطلاح Business Plan:

اصطلاح Business Plan:
اصطلاح Business Plan:

اصطلاح Business Planدر معنای لغوی آن به معنای طرح و برنامه ی کسب و کار ترجمه شده است. حتی برای رفتن به یک سفر کوتاه داشتن طرح و برنامه ریزی درباره ی سفر، مشخص کردن محل اقامت، برآورد مخارج سفر، مشخص کردن مکان هایی که می خواهیم از آنها بازدید داشته باشیم و. . . . باعث می شود، سفر خیلی بیشتر و بهتر به همه خوش بگذرد و سفر آسان تری را تجربه می کنیم. طبیعی است، برای شروع یک استارتاپ نیز داشتن یک طرح و برنامه ریزی در رسیدن به هدف و توسعه ی کسب و کار کمک دهنده می باشد.

بیزنس پلن نوشته ای است که در آن تمام موقعیت کنونی و موقعیت آینده ی شرکت منابع مورد نیاز مالی و منابع مورد نیاز انسانی شرایط و وضعیت رقیبان حاضر در صحنه ی کسب و کار و چگونگی شرایط بازار و نوع حرکت به سمت پیشرفت و توسعه و. . . در آن آمده و توضیح داده شده است.

داشتن یک برنامه برای توسعه ی کسب و کار برای هر استارتاپی ضروری و غیر قابل اجتناب می باشد. در مواقعی که موسس یک استارتاپ می خواهد از سرمایه گذار بیرونی برای تامین منابع مالی شرکت بهره بگیرد، برای توضیح و تبیین وضعیت شرکت در زمان حال و آینده و برای اعتماد سازی سرمایه گذار و نشان دادن چشم انداز آینده ی شرکت وجود طرح کسب و کار بسیار اهمیت پیدا می کند.

داشتن یک طرح کسب و کار به چند دلیل حائز اهمیت می باشد:

  • موسس یک استارتاپ باید در مورد هدف خویش از تاسیس آن استارتاپ و نیازمندی هایی که برای ایجاد یک کسب و کار جدید دارد، با دقت تامل داشته باشد. همین تفکر باعث می شود، میزان سرمایه ای که نیاز دارد، را برآورد کرده و تخمین بزند.
  • به دلیل اینکه اکثر مواقع موسسین یک استارتاپ توان مالی کافی برای تاسیس شرکت را ندارند، لذا جلب نظر سرمایه گذاران، بانک ها و دیگر منابع مالی برای سرمایه گذاری در شرکت امری اجتناب ناپذیر است.
  • با داشتن یک طرح کسب و کار اگر ایده ی تاسیس یک شرکت تا قبل از مرحله ی عملیاتی از نظر سرمایه گذاران، ایده ی خوب و موفقی نباشد در همان مراحل اولیه از هدر رفت سرمایه و شکست های سنگین آتی جلوگیری می شود.

اصطلاح : Tech cluster/innovation community

اصطلاح : Tech cluster/innovation community
اصطلاح : Tech cluster/innovation community

خوشه ی تکنولوژی یا مجمع نوآوری معنای لغوی اصطلاح Tech cluster/innovation community می باشد. این اصطلاح در استارتاپ زمانی کاربرد دارد که تمام قدرت های استارتاپی دور هم جمع می شوند. یعنی شرکت های پر قدرتی که همه در یک زمینه کار می کنند. مثلا شرکت هایی مثل Google، eBay، Facebook وقتی با هم در یک جا جع می شوند، یک خوشه ی تکنولوژی به وجود می آورند.

اعضای خوشه ی تکنولوژیک با استفاده از افراد دارای مهارت و تخصص که هر کدام می توانند برای دیگری مکمل باشند، برای کار آفرینی و ایجاد ایده های خلاق و نوآورانه در یک زمینه ی مشترک با هم گرد هم جمع می شوند.

این اعضا هر کدام از بهترین و سرآمد ترین افراد در حوزه تخصص و مهارت خود هستند. هدف از به وجود آمدن خوشه های تکنولوژیک ارتقا و بهبود فن آوری و خلاقیت های بیشتر و ادامه ی رشد و پویایی خود اعضا می باشد.

اصطلاح Spinouts:

اصطلاح Spinouts:
اصطلاح Spinouts:

اصطلاح Spinouts در متون استارتاپی به کمپانی های زایشی ترجمه می شود. هماگونه که از نام این اصطلاح بر می آید این شرکت ها شرکت هایی هستند که موجودیت خود را از یک شرکت مادر می گیرند. در روند پروسه ی ایجاد شرکت های زایشی یکی از کارکنان یا گروهی از کارکنان با یکدیگر شرکت مادر را رها می کنند و شرکتی مستقل از شرکت مادر برای خود تاسیس می کنند.

در حین جدا سازی شرکت زایشی، سهام شرکت مادر به شرکت زایشی اهدا می شود. افرادی که سهام دار شرکت مادر هستند، می توانند متناسب با سهامی که در شرکت مادر داشته اند، سهام شرکت زایشی را در اختیار خود بگیرند.

شرکت های استارتاپی زایشی بیشتر فعالیت شان حول محور تحقیقات آکادمیک و علمی می چرخد. هسته ی اصلی شرکت های زایشی دانشگاه ها هستند و همانطور که قبل نیز ذکر گردید، فعالیت این شرکت ها بیشتر در زمینه ی تحقیقات دانشگاهی می باشد.

اصطلاح Stealth Mode:

اصطلاح Stealth Mode:
اصطلاح Stealth Mode:

معنای اصطلاح Stealth Mode در لغت به حالت پنهان کاری یا حالت نهان کاری ترجمه می شود. در بافت استارتاپی این اصطلاح به معنای حالت چراغ خاموش نیز ترجمه گشته است. در حوزه ی استارتاپ معمولا یک شرکت برای اینکه دیگر رقیبان نسبت به راه اندازی شرکت و محصول شرکت اطلاع نداشته و از راه و روش شرکت برای توسعه و رشد شرکت بی خبر بمانند از اصطلاح چراغ خاموش بهره می گیرند.

یک شرکت برای اینکه حالت مخفیانه ی خود را حفظ کند، معمولا کارکنان شرکت را ملزم به امضای توافق نامه ی عدم افشای اطلاعات شرکت می کند.

این روش بیشتر در ابتدای تاسیس یک استارتاپ استفاده می شود. مثلا یک شرکت برای نام محصولاتی که هنوز در درست بررسی هستند و به تولید اصلی نرسیده اند، از کد گذاری استفاده می کند و نام محصول را فاش نمی کند.

اصطلاح Startup weekend:

اصطلاح Startup weekend:
اصطلاح Startup weekend:

معنای لغوی Startup Weekend به معنای استارتاپ آخر هفته ای می باشد. استارتاپ آخر هفته ای یک اتفاق آموزشی و تجربی می باشد، یعنی در این رویداد هم آموزش است و هم تجربه گری. استارتاپ ویکند در تمام دنیا برگزار می شود.

این رویداد در 3 روز پشت سرهم از روز جمعه تا روز یکشنبه شکل می گیرد. حال می پرسید چه کسانی در این رویداد شرکت می کنند؟ شرکت کنندگان در این رویداد افرادی با انگیزه از تخصص ها ومهارت های متفاوت هستند. این اشخاص شامل مدیران تجاری، دوستدارن کسب و کارهای جدید، طراحان، نویسندگان، برنامه نویسان و. . . می باشند.

در این برنامه اشخاص ایده ها و تفکراتشان را مطرح می کنند و سپس با یکدیگر تشکیل تیم می دهند و تیم ها این ایده ها را اجرایی می کنند. برنامه ی استارت آپ ویکند حدود 54 ساعت به طول می انجامد.

این برنامه ی بین المللی تا کنون در بیشتر از 1000 شهر دنیا برپا گشته است. در این برنامه ها ایده های زیادی مطرح می شوند، اما آنچه که این برنامه را بسیار با اهمیت کرده است، اجرایی کردن این ایده ها می باشد.

استارتاپ ویکند در ایران نیز برگزار می گردد

استارتاپ ویکند در ایران نیز برگزار می گردد. این برنامه در ایران از روز چهارشنبه شروع می شود و تا روز جمعه ادامه دارد. شرکت کنندگان در این برنامه در یک مکان مشتر ک مستقر گشته و با کمک و حمایت مربیان کارآمد و کار بلد که معمولا کار آفرینان موفق کشوری هستند، ایده هایشان را به مرحله اجرایی در می آورند.

در پایان استارتاپ ویکند تیم های شرکت کننده در این برنامه، پروژه های خود را در اختیار هیئت داوران قرار می دهند. هیئت داوران نیز معمولا افراد موفق کارآفرین و سرمایه گذاران شرکت های استارتاپی می باشند. حامیان اصلی این برنامه ها شرکت های معتبری مثل گوگل، آمازون و مایکروسافت می باشند.

شما را به ادامه ی خواندن نوشتار اصطلاحات و واژگان استارتاپی دعوت می کنیم.

اصطلاح پارک علم و فناوریScience and Technology Park:

اصطلاح پارک علم و فناوریScience and Technology Park:
اصطلاح پارک علم و فناوریScience and Technology Park:

در حال حاضر پارک های علمی و فناوری نقش بسیار پر رنگی در پیشرفت اقتصاد جهانی دارند. این روزها پارک های علم و فناوری در سراسر دنیا ایجاد شده اند. این پار کها توسط متخصصان حرفه ای و کار بلد اداره می شوند. هدف اصلی این پارک ها ارتقای سطح اقتصادی جامعه با تکیه بر شرکت های دانش بنیان و ترغیب این شرکت ها به کار آفرینی و رقابت بیشتر بین شرکت ها و موسسات دیگر می باشد.

این پارک ها علاوه بر رشد اقتصادی جامعه زمینه ی مناسبی برای منتقل نمودن فناوری و رشد و گسترش تکنولوژی، ساخت محصول با ارزش افزوده ی مناسب و جذب سرمایه گذاری های خارجی و انتقال کارآفرینان و شرکت های تولیدی و صنعتی به بازارهای بین المللی را زمینه سازی می کنند.

علاوه بر آنچه ذکر شد پارک های علم و فناوری با موسسات آموزشی و با پژوهشکده ها رابطه و تعامل دارند. این پارک ها برای آن دسته از واحدهای تجاری که نیازمند خدمات پشتیبانی و زیر بنایی بالاخص در بخش مستغلات و ایجاد فضاهای اداری می باشند، بستر مناسبی فراهم کرده اند. این پارک ها، همچنین در انتقال فناوری و رشد و توسعه ی آن نقش مهم و غیر قابل انکاری دارند.

پارک علم و فناوری برای نخستین بار درکشور ایالات متحده ی امریکا تاسیس شد

پارک علم و فناوری برای نخستین بار درکشور ایالات متحده ی امریکا تاسیس شد. بعد از آن در دیگر کشورها در سراسر دنیا نیز از این گونه پارک ها به وجود آمد. در امریکا به این پارک ها پارک علمی تحقیقاتی یا پارک تحقیقات فناوری می گویند. در کشورهای دیگر به این پارک ها نام های دیگری می دهند، مثلا در فرانسه به این پارک ها قطب فناوری می گویند.

در پارک های علم و فناوری خدمات متفاوتی ارائه می شود. مهمترین خدماتی که در این پارک ها ارائه می گردد، شامل خدمات عمومی، خدمات اطلاع رسانی، خدمات مشاوره ای و آموزشی، خدمات فنی و تخصصی، خدمات مالی و اعتباری و ثبت اختراعات انجام می گیرد.

اصطلاح Silicon Valley:

اصطلاح Silicon Valley:
اصطلاح Silicon Valley:

اصطلاح سیلیکون، ولی در لغت به معنای دره ی سیلیکون می باشد. شهرت دره سیلیکون به چند دلیل است. یکی از دلایل شهرت دره ی سیلیکون به دلیل استقرار بسیاری از شرکت های انفورماتیک سراسر دنیا در این ناحیه می باشد. دلیل دیگر معروفیت این دره به دلیل وجود شرکت های فراوانی بود که در این منطقه تراشه های سیلیسیمی تولید می کردند.

از لحاظ موقعیت جغرافیایی این دره در حدود 70 کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو می باشد. یکی از اساسی ترین شهرهایی که در این دره قرار دارد، ناحیه ی سان خوزه است که به پایتخت دره ی سیلیکون معروف شده است.

در حال حاضر دره ی سیلیکون، ولی به دلیل اکوسیستم مناسبی که دارد، به یک مرکز بی نظیر و یک مدل اقتصادی نو و دانش محور در دنیا مورد توجه همگان می باشد.

دره ی سیلیکون مرکز شرکت های کار آفرین و دانش بنیان و مرکز توسعه ی علم و فناوری می باشد. یکی از افرادی که این منطقه را به شهرت رساند، فردریک ترمن استاد دانشگاه استنفورد بود که استادان و دانش آموختگان دانشگاه استنفورد را به تاسیس و برپایی شرکت های دانش بنیان و کارآفرین و رشد دهنده ی فناوری در این منطقه ترغیب می کرد. از او به عنوان پدر دره ی سیلیکون یاد می کنند.

قانون ابتدایی در دره ی سیلیکون ارتباط مناسب حرفه ای و همکاری می باشد. در جای جای دره ی سیلیکون جوانان با انگیزه و خلاقی را می بینید که به طرح ایده های خود برای کارآفرینان مجرب و موفق می پردازند تا از هدایت و مشاوره های حرفه ای آنها بهره ببرند.

اصطلاح Pitch events:

اصطلاح Pitch events:
اصطلاح Pitch events:

معنای اصطلاح Pitch Events در بافت استارتاپی به معنای رویدادهای سخنرانی های مربوط به استارتاپ ها می باشد. این رویدادها چه رویدادی هستند؟ و در آنجا چه اتفاقاتی رخ می دهد؟ در این رویدادها افراد کار آفرین و افرادی که می خواهند وارد حوزه ی استارتاپ شوند، سخنرانی های مربوط به کسب و کارشان یا ایده هایی را که دارند، مطرح می کنند، چگونگی طرح این ایده بسیار اهمیت دارد، چرا که همین سخنرانی می تواند باعث شکست یا موفقیت یک ایده شود.

الویتور پیچ که قبلا نیز درباره آن صحبت کردیم و عبارت بود از صحبت آسانسوری یا تشریح کوتاه یک ایده یا محصول در یک بازه زمانی کوتاه، در رویدادهای سخنرانی های مربوط به استارتاپ ها نقش فعالی دارد.

معمولا افرادی که می خواهند در این رویداد سخنرانی داشته باشند، از قبل طرح ریزی و برنامه ریزی دقیقی خواهند داشت.

اصطلاح :Work space

اصطلاح :Work space
اصطلاح :Work space

همان گونه که از نام این اصطلاح مشخص است، معنای این اصطلاح به معنی فضای کاری می باشد. معمولا استارتاپ ها برای این که بتوانند کسب و کار خود را شروع کنند، نیاز به فضای کاری دارند. این فضا ها صرفا فضا های مکانی نیستند. مثلا فضایی که یک استارتاپ بتواند، در این فضا از حمایت های مالی یا پشتیبانی های خدماتی ادارات و سازمان های بزرگتر بهره بگیرد.

معمولا مدیران سازمانی و مسئولان دولتی برای کمک به استارتاپ ها این مکان ها را در اختیار استارتاپ ها قرار می دهند. مثلا شهرداری ها می توانند فضا های بلا استفاده را به عنوان فضای کاری برای شرکت های تازه تاسیس اختصاص دهند.

اصطلاح Co-Working space:

اصطلاح Co-Working space:
اصطلاح Co-Working space:

اصطلاح Co-Working space که همانگونه که از نامش پیداست به معنای فضای کاری مشترک می باشد. فضاهای کاری مشترک لزوما برای فعالیت کاری استارتاپ ها ساخته نمی شوند و دیگر صنایع و علوم نیز می توانند از این فضا های کاری مشترک داشته باشند، البته بیشتر کسب و کارهای استارتاپی از این فضا ها استفاده می کنند.

درفضا های کاری مشترک مزایای معدودی وجود دارد که از جمله صرفه جویی در هزینه ها و زیر ساخت های مشترک مثل تاسیسات، هزینه ی آب و برق و هزینه ی خدمات و. . . . می باشد.

اصطلاح :virtual office

اصطلاح :virtual office
اصطلاح :virtual office

این اصطلاح به معنای دفتر کار مجازی است. مشخص است که چنین دفتری جنبه ی فیزیکی ندارد. چه خدماتی می توان در این دفاتر انجام داد؟ این نوع دفاتر بیشتر برای کارهای استارتاپی مورد استفاده قرار می گیرد.

دفتر کار مجازی با گرفتن مبلغی پول به اسم حق اشتراک یا حق عضویت خدماتی ارائه می دهد. این خدمات مثل خدمات تماس برای استارتاپ هایی که تماس زیاد دارند، یا خدماتی مثل نشانی پستی بدون آنکه دفتر کاری واقعی وجود داشته باشد، را در بر می گیرد.

اصطلاح Smart City:

اصطلاح Smart City:
اصطلاح Smart City:

اصطلاح اسمارت سیتی یا شهر هوشمند یکی از اصطلاحات رایج در استارتاپ ها می باشد. شهر هوشمند همان طور که از نام آن پیداست شهری است که طبق بروزترین تئوری های پیشرفته ی مدیریت شهری که بر پایه ی تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی می باشد، کنترل می شود.

در این شهر از دولت تا شهروندان و محیط زندگی و محل زندگی تا اقتصاد و حمل و نقل و انرژی هایی که در این شهر وجود دارند، همگی هوشمندانه عمل می کنند.

در یک شهر هوشمند با به کار بردن فناوری های موجود در این شهر می توان با مسئولان شهر یک رابطه ی مفید و موثر داشت. با استفاده از تکنولوژی های موجود در شهر هوشمند می توان بر زیر ساخت های شهری و آنچه در حال تغییر و تحول است، نظارت دقیق داشت.

اصطلاح Small and Medium-sized Enterprises:

این اصطلاح به معنای بنگاه های کوچک و حد وسط می باشد. بنگاه های کوچک و متوسط به طور اختصار به SME معروف هستند. بنگاه های کوچک در برابر بنگاه های بزرگ تجاری و صنعتی قرار می گیرند. این بنگاه ها مزایایی نسبت به صنایع بزرگ دارند، من جمله: ارزش افزوده بیشتر، نوآوری بیشتر، کارآفرینی و اشتغال بیشتر و همچنین انعطاف پذیری بالاتر.

تعریفی که در کشورهای مختلف از بنگاه های کوچک و متوسط می شود، با یکدیگر متفاوت است، این تعریف بسته به شرایط اقتصادی و صنعتی حاکم در آن کشور می باشد. بعضی از ملاک هایی که تعریف بنگاه ها را تحت تاثیر خود قرار می دهند، عبارتند از: تعداد کارمندان شاغل در آن بنگاه، میزان سرمایه ی موجود، کل دارایی های آن بنگاه، میزان فروش محصولات و ظرفیت تولید آن واحد صنعتی، اما در این بین رایج ترین ملاک برای تعریف واحد صنعتی کوچک، بزرگ و حد وسط تعداد افرادی است که شاغل در آن مجموعه اند.

اصطلاح Small and Medium-sized Enterprises:
اصطلاح Small and Medium-sized Enterprises:

اصطلاح : Business-to-business,B2B

اصطلاح : Business-to-business,B2B
اصطلاح : Business-to-business,B2B

این اصطلاح یک نوع مدل در تجارت می باشد و به مدل تجارت به تجارت معروف است. در بافت استارتاپی به این مدل به صورت خلاصه B2Bمی گویند. این مدل نوعی معامله بین دو یا چند کسب و کار است. در این نوع تجارت مشتری یا مصرف کننده نقشی ندارد.

در مقابل این مدل، اصطلاح B2C وجود دارد که خلاصه شده ی کلمات business-to-consumer می باشد. این اصطلاح یک نوع تجارت بین یک کسب و کار با مشتری یا مصرف کننده می باشد، همچنین اصطلاح B2G که خلاصه شده ی عبارت business-to-government می باشد، یعنی تجارت بین یک کسب و کار با دولت حاکم بر کشور.

اصطلاح Change maker:

اصطلاح Change maker:
اصطلاح Change maker:

معنای عبارت Change Maker از لحاظ لغوی به معنای کسی است که تغییری را می سازد. برای ساختن تغییر نیاز به این است که با بهره گیری از دانش و منابع مورد نیاز، باعث شویم که تغییر اتفاق بیفتد. همه ی ما می دانیم که با ساختن یک تغییر دنیا جای بهتری خواهد شد.

اصطلاح Crowdfunding:

اصطلاح Crowdfunding:
اصطلاح Crowdfunding:

معنای لغوی عبارت Crowd Funding به معنی تامین بودجه از مردم می شود. معمولا این عبارت در حوزه ی استارتاپی به معنای جمع آوری پول از افراد زیاد برای تجارت می باشد.

در فضای کسب و کار Crowd Funding شیوه ای است که از افراد یا شرکت هایی که تمایل به سرمایه گذاری در پروژه ها را دارند، سرمایه یا پول می گیرند. این افراد در ازای سود یا پاداش سرمایه گذاری می کنند.

اصطلاح Venture Capital:

اصطلاح Venture Capital:
اصطلاح Venture Capital:

معنای اصطلاح فوق به معنی سرمایه گذاری جسورانه می باشد. سرمایه گذاری جسورانه همانطور که از نامش پیداست سرمایه گذرای برای شرکت ها، استارتاپ ها یا کارآفرینانی است که پتانسیل رشد و توسعه را دارند؛ البته پر واضح است که سرمایه گذاری در یک چنین کسب و کارهایی ریسک بالایی دارد. سرمايه گذاری جسورانه اغلب از طرف سرمايه گذاران خوبی مثل بانك های سرمايه گذاری و یا هر مؤسسه ی مالی ديگر تامین می گردد. این سرمایه گذاری ها می تواند هم تامین منابع مالی و هم خدمات مدیریتی را در بر بگیرد.

اصطلاح Patient Capital:

اصطلاح Patient Capital:
اصطلاح Patient Capital:

معنای Patient Capital در لغت به معنای سرمایه گذاری صبورانه است. می توان گفت این نوع سرمایه گذاری نقطه ی مقابل سرمایه گذاری جسورانه می باشد. به این معنی که در این نوع سرمایه گذاری برگشت سرمایه زمان بیشتری را می برد. این نوع سرمایه گذاری بیشتر بر ای شرکت های زایشی مناسب است.

اصطلاح :Startup Grind

اصطلاح :Startup Grind
اصطلاح :Startup Grind

اصطلاح استارتاپ گرایند یک برنامه بین المللی است. در این برنامه از کارآفرینانی که در حوزه ی کار خود موفق شده اند، خواسته می شود تا راز و رمزهای موفقیت های خود و چالشهایی را که در راه رسیدن به این موفقیت پشت سر گذاشته اند با دیگران به اشتراک بگذارند تا دیگران نیز از تجربیات و دانش آنان استفاده ی کامل را ببرند.

شما در حال مطالعه مقاله واژگان و اصطلاحات استارتاپی هستید.

اصطلاح Benchmark:

اصطلاح Benchmark:
اصطلاح Benchmark:

اصطلاح بنچمارک دریک استارتاپ به زمانی اطلاق می شود که یک استارتاپ برای برآورد میزان موفقیت فعلی خود از آن استفاده می کند. بنچمارک برای سرمایه گذاران اهمیت بالایی دارد، چرا که سرمایه گذاران می توانند میزان موفقیت یک کسب و کار را بر اساس بنچمارک آن استارتاپ بسنجند و پیش بینی کنند که آیا این استارتاپ گزینه ی مناسبی برای سرمایه گذاری می باشد، یا خیر؟

اصطلاح Bridge loan:

اصطلاح Bridge loan:
اصطلاح Bridge loan:

این اصطلاح زمانی به کار می رود که یک کسب و کار جدید پول یا وامی را برای مدت کوتاهی قرض می گیرد تا مشکلات به وجود آمده در آن مقطع را رفع کند. بعد از رفع موانع و مشکلات این پول برگردانده می شود.

امیدواریم تا اینجا از خواندن مقاله واژگان و اصطلاحات استارتاپی اطلاعات مفیدی کسب کرده باشید.

اصطلاح Strategic Management :

اصطلاح Strategic Management :
اصطلاح Strategic Management :

معنای عبارت فوق درلغت به معنای مدیریت استراتژیک یا همان مدیریت راهبردی می باشد،اما مفهوم مدیریت راهبردی در کسب و کار چیست؟

مدیریت استراتژیک یعنی برنامه ریزی، بازبینی، آنالیز و بررسی و ارزیابی هر چیزی که برای پیشبرد مقاصد یک سازمان لازم و ضروری است.

مدیریت استراتژیک به یک سازمان در موفقیت بیشتر در بین رقیبان کمک کننده می باشد، همچنین با مدیریت استراتژیک یک سازمان و نظارت های دقیق و مداوم آنها کارکنان سازمان می توانند از نوع ارتباط شان با دیگر اعضای سازمان آگاهی پیدا کنند.

آنچه مطالعه فرمودید نوشتاری بود، درباره ی اصطلاحات و واژگان پر تکرار استارتاپی که امروزه زیاد شنیده یا دیده می شود. امیدواریم مطالب آن برایتان مفید فایده بوده باشد.

در این جا مقاله اصطلاحات و واژگان استارتاپی به انتها رسید. امید است موارد مطرح شده در خصوص اصطلاحات و واژگان استارتاپی برای شما مفید بوده باشند.​

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonبا یک کلیک تماس بگیرید.